بابا صفرى

35

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

مغان را نيز عنوان نموده ولى موجبات آبادى اين دشت زرخيز تا اين اواخر فراهم نگرديده بود . در اواخر سلطنت رضا شاه نظر بتلفاتى كه در گردنهء معروف حاج امير در راه آستارا بر اثر سقوط ماشين و كشته شدن مسافرين رخ ميداد راه ديگرى از طريق قريهء « ننه‌كران » بجادهء رشت و آستارا انتخاب گرديد و زيرسازى آن نيز شروع شد ولى با پيش آمدن سوم شهريور 1320 امكان تكميل آن فراهم نگشت و رفته‌رفته مسير آن نيز از بين رفت . چند عامل نوظهور و شگفت‌آور : در عهديكه كشور ما با مشكلات داخل و خارج دست بگريبان بود در ممالك اروپائى علم و صنعت با سرعت پيش ميرفت و اختراعات و اكتشافات جديدى كه مؤثر در شئون مختلف زندگى مادى و معنوى بشر بود صورت ميگرفت و حيات فردى و اجتماعى انسانها وارد مراحل تازه‌ترى ميگشت . در آن هنگام كه تحريم تنباكو در ايران مهمترين مسئلهء اجتماعى روز بود اختراع برق مراحل كمال خود را مىپيمود و يا در ايامى كه ملت ايران در راه مبارزه با ديو استبداد جانفشانى ميكرد هواپيمائى بمقياس قابل ملاحظه‌اى آمادهء بهره‌بردارى ميشد . در آن زمان كه « سميتقو » در غرب ايران بلوائى به راه انداخته بود انگليسىها هليكوپتر ميساختند و در آن هنگام كه كلاه و لباس پدران ما شكل جديد به خود ميگرفت تلويزيون پا بمرحلهء وجود ميگذاشت . . . جهان غرب با سرعت رو بترقى ميرفت و ايران بلا ديده در كش و قوس زندگى نابسامان و ابتدائى دست و پا ميزد . درماندگى به حدى بود كه اثرات آن حتى در شرايط كنونى نيز بيش و كم به چشم مىخورد و زعما و مسئولان ادارهء امور كشور را در راه رسيدن بيك حد مطلوب ، كه بنام تمدن بزرگ نامگذارى شده است ، بتكاپوى بيشترى واميدارد . اردبيل نيز ، مثل نقاط ديگر ايران ، در آن روزگار از علم و صنعت جديد بهره و اطلاعى نداشت و زندگى فردى و اجتماعى در مدارى كه قرنها معمول بود دور ميزد .